امروز زندگی رو آغاز کن..(حنانه)

به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر سفر نكني،اگر چيزي نخواهي

اگر به اصوات زندگي گوش ندهي

اگر از خودت قدر داني نكني

به آرامي آغاز به مردن مي كني

زمانيكه خودباوري را در خودت بكشي

وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند

به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر برده عادات خود شوي

اگر هميشه از يك راه تكرار بروي...

اگر روزمرگي را تغيير ندهي

اگر رنگهاي متفاوت بر تن نكني

يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني

تو به آرامي آغاز به مردن ميكني

اگر از شور و حرارت،از احساسات سركش

و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وا مي دارند

و ضربان قلبت را تندتر ميكنند

دوري كني...

تو به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر هنگامي كه با شغلت،يا عشقت شاد نيستي،آنرا عوض نكني

اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني

اگر وراي روياها نروي، اگر به خودت اجازه ندهي

كه حداقل يكبار در تمام زندگيت

وراي مصلحت انديشي بروي...

امروز زندگي رو آغاز كن!

امروز مخاطره كن!

امروز كاري كن!

نگذار كه به آرامي بميري...

شادی را فراموش نكن!

                             Pablo Neruda         

 

 

/ 108 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

سلام...خووبييين....وب خيلی جالب..خوشکل..و نازی دارين ...من ليتکتون کردم..اگه زحمت نيست شما هم لينک کنيد....با بای بوديم و کسی پاس نمی داشت هستیم باش. نباشيم و بدانند.بوووديم

ح.زينتی

سلام حنانه خانم کجای حالت خوبه کم پيدای زود بگو حالت را باشه راستی ببخش من را دير بهت سر زدم موفق باشی اين گل هم برای تو ولی عمرت نه

تـایـمـاز گـلـولـه یـخ

آن نوون منم خودم رو نکشتم چون ترکی نوشتم تو برو به فکر خودت باش که جرات نداری خودت رو معرفی هم کنی

مريم

ميگم شيطونه ميگه خودت دست بکار شو وپابلوی بيچاره رو نجات بده هاااااااااااا

نیلو

نمیاین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دختر خورشید...

کجایی خانومی تو هم که از من کم پیداتری؟؟؟